خرید بک لینک

پنجره اتاقمو باز باز کردم .... ولو شدم روز تخت و توی سکوت شب فقط به صدای جیر جیرکا گوش دادم.

فک کنم جزوه دل انگیز ترین کارای دنیا گوش دادن به همین صدایی که یاد خاطرات شمال و زنده میکنه باشه.

الان چقدر بیشتر حس میکنم با همه وجودم حرفای اون عالمی رو که میگفت انسان توی ذات خودش دارای هییییچ گونه از صفات خوب و بد نیست و این ینی پوچ بودن و تهی بودن انسان ها.

چند روزه که ته قلبم خیلی ناراحته بخاطر چندتا مسئله این مسائل باعث شده نفسم سنگین شه. دیدن زندگی هایی که حس میکنم توش فقط تحمل کردنه خیلی اذیتم میکنه و الان قلبم و سنگین کرده.و اینکه کاش هیج وقت حالت بد نباشه . خدا رو شکر کردم که هستی بازم و این طبیعیه که وقتی جیزی ندونم دلم هزار راه بره ولی الان در عین حال که خیلی شادم خیلیم ناراحتم ولی مهم اینه که خوشحالم که خدا اگر بعضی جاها جواب دعاهامو نداد جواب اشکایی که بخاطر بهتر شدن حالت ریختم و داد.

برچسب: نوشت, نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 22:50

صفحه بندی