خرید بک لینک

توی این هیاهوی جهانی به بزرگی اینجا ساعت ها نشستن تو خونه و فکر کردن فیلم دیدن کتاب خوندن گپ زدن با خانوادت شاید یه موهبت الهی باشه شایدم یه عذاب.

:)

توی این هفته تقریبا یک بار بیشتر بیرون نرفتم و این واقعا برام خسته کنندس دلم به شدت برای اون بچهای کوچولو و شیطون و دوست داشتنی تنگ شده و دوست دارم سریعتر خوب بشم فقط بخاطر بودن دوباره کناره اونا.هرچند خیلی وقتا بخاطر اومدن دوستام روحیه گرفتم ولی فکر کنم خیلی طبیعی باشه که حالم گرفته باشه یه هفته تو خونه موندن و بدتر از اون اینکه نباید خیلی تکون بخورم.

خیلی جدی داشتم درباره سارتر فکر میکردم و رمانش.... چرا سارتر زنده بود این همه سال؟ چرا نکشت خودشو اونی که اینطوری بود دیدش نسبت به کل جهان چطور تونست زنده باشه؟ چطور میشه همه جهانو یک اتفاق دونست یه اتفاق بی هدف و بعد باز زنده بود و باز فکر کرد و باز تلاش....؟! اووووف که چقدر خسته کنندس اگر همه چیز یک اتفاق بی هدف باشه خیلی اونقدر خسته کننده که ترجیح میدم نباشم و خیلی دردا رو نکشم! نظر شما چیه؟!

توی این همه هیاهو فقط یه خبر مثله خبر امروزی که مامانم بهم داد میتونست منو بندازه تو شوک و با عصبانیت بگم اه چرا الان خب؟!=)))) درسته دارم به خودم میخندم بخاطر این اتفاق هولناکی که همینطور تکرار میشه=)))))

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:55

صفحه بندی