خرید بک لینک

اومدمآروم نشستمکف اتاقم پامو جمع کردم تو دلم و محکم فشارش دادم. دلم داشت میترکید از درد هنوزم راستشو بخوای درد میکنه در حدی که بی حالم کرده و بی خواب.

چقدر دردناکه شنیدن قضاوتای مردم. راستی گفته بودم چقدر بهم میگن دختریکه عتیقه؟ یا امثال اینا؟....پوووووف گاهی از شنیدناشون خسته میشم.

داشتم میگفتماز حرص معدم درد گرفت و بی حال شدم.

الان که دستم گرفتم بنویسم به خودم گفتم چقدر تو از حالت مینویسی اینجا حس کردم انگار دارم همش از خودم میگم و خودمو نشون میدم .... چقدر آدم مسخره ای هستم. آه که چقدر مسخره بودن برای خوده آدم عذاب آوره.بی حال تر از چند دقیقه قبل از شدت درد رنج های ورتر و میخونم و نمیدونم از درد خودم یا از درد ورتر اشک میریزم ....

کاش از درد تموم شم که یه انسان مسخره از کره زمین برداشته بشه.

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:55

صفحه بندی