از کارم پشیمون شدم خیلیم پشیمونم !
از زنده بودنمم پشیمونم شایدم بیشتر از پشیمونی خستم از دوروریام اطرافیانم اونقدر بلند بلند داد میزنن که نمیزارن آدم فکر کنه
حتی شاید داشتن یه کسی که یکم باهات حرف بزنه هم خوب باشه ولی نیس هیچ کس این حس و حال یکم ترسناکه چون حاله بدیه ترسناکه خیلی زود میتونه آدمو تا حده زیادی به نا امیدی بکشونه نا امیدیم آخرش.....
میخوام چند تا از دوستامو از زندگیم کم کنم شاید اینطوری خبر مرگ دوستامو کمتر بشنوم پووووووف
یه روزی میشم یه فاطمه که پشیمون نباشه از خیلی کاراش و راحت خوابیده باشه یه روز وقتی دورمو کردم پر از آدمایی که ازشون متنفرم چه فکر خوبی میخوام رومپر شه از ادمایی که ازشون متنفرم اینطوری ناراحت نمیشم از کسایی که ازشون متنفرم
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس