خرید بک لینک

از اوله این حسای بو گندو به شدت حسه اینکه هفته دیگه میریم شمال حتی برای سه روز خوشحالم میکرد و برام انگیزه بود به نظرمخیلی مهمه که آب و هوام عوض شه خیلی وقت بود جایی نرفته بودم.....

اما

حالا امروز که فهمیدمعلاوه بر اون همه بی محلی و سرد بودن و داد و فریاد قرار بر این شده ما با خالم اینا نریم اولش یکم شوکم کردولی بعد گفتم خب توام برو مثلا با خاله اینا برو.....

اما

وقتی گفتم و کلی توپ و تشر بود که سمتم هجوم آورد مصمم تر شدم تو رفتن ..... واقعا دردناکه که با عمق وجودت حس کنی عضوی از یه خانواده نیستی فقط و فقط به خاطر اینکه گفتی حالا برای فاطمیه روضه نرم چیزی نمیشه که....واقعا زجر آوره.....اره تصمیم دارم حتما برم مسافرت مطمئنم حتی اگه مسافرت بهم بد بگذره بهتر از موندن تو این خونس....

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 3:44

صفحه بندی