خرید بک لینک

از چی بگم آره واقعا از چی باید بگم ......

تو میدونی امروز خیلی نیاز داشتم به اینکه کنار تووووو گریه کنم ولی نکردم مطمینم اینم میدونی که چطوریه که گریه نمیتونم بکنم و اینکه تو اینارو میفهمی برام خوشاینده.

قرار بود همه خاطرات گندیده ی این سالا برام دور ریخته بشه که نگنده.

دور ریخته شد.....

اره بغض کردم اما گریه قورت دادم که نیاد بیرون حتی بعضی حرفامو ولی تو دیدی و شنیدی همشو نه؟

اینکه زندگی گاهی سخته اینکه نه میتونم تو خونه آرامش داشته باشم نه دانشگاه نه هیچ جای دیگه . اینکهبه هرکی محبت میکنم متوجه محبتم نمیشه . اینکه حالا این منم و این همه ذهن مشغول اینا همش هست و کنار همه ی اینا حرفای تویه.....

تو راست میگی ..... لنتی همش داری راست میگی میدونی چرا چون امید الکی نمیگی واقعیتو میگی......

اینجا من میگم محبت کردنو محبت ندیدن

تو میگی میحبت کردن و محبت نفهمیدن انسها

من میگم دعوا و کتک کاری

تومیگی میگذرن چه خوب چه بد

..........

حالا سبکم رفیق مثه یه پرنده.....

شاید فردا توام ولم کنی بهتر از من ببینی و منو فراموش کنی ولی من میگم حالا که هستی دارمت رفیقی مثه تو دارم کسی که برای اولین بار تو زندگیم به فکرمه به فکر بغضم به فکره غصه تو دلم و شط......این گریه دار ترین حسه شیرین دنیاس که اگه شده برای یه مدت ولی دارم کسی رو که براش مهمه اینا......

و فک کنم نمیشه تو کلمات بگنجونم که چقدر ممنونتم که هستی .

دعا میکنم باشی تا همیشه ولی نمیخوام توقع داشته باشم از هیچ کس امشب تموم میشه خاطرات گندیده و سال نو نو میشه برام.

و

تو قلبم تا همیشه حسه خوبه تو میمونه 

یه عالمه گریه فقط برای بودنه تو......

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی