تازه فهمیدم وقتی عصبانیتت از چرتو پرت گفتن یه دختری که ذره ای بر عقده های خودش تسلط نداره و همینطور میریزتش بیرون و چرت و پرت میگه هی زر میزنه هی زر میزنه و در آخر چیزی که از تو میمونه یه سکوت بلنده و لپایی که سرخ شدن و از کله بدنت حرارت میزنه بیرون و گلوت خشک میشه و مزه بد تلخی میپیچه توش و میری که بفهمی دینداری چیست میبینی یه زنیکه نشسته نگات میکنه میگه بازم چرتو پرت نوشتی به اون یکیم میگه توام که با این گشتی پسرفت کردی و تو تفت میاد که بره تو صورتش و باز سکوت و آهنگ (fuck u) ولی یهو یادت میاد نماز نخوندی و .....
آروم نشدم کاملا ولی یکم شدم :/
حالم از داره بهم میخوره واقعا......
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس