گاهی وقتا وقتی به یکی میگی لنتی و گریه و قلب آبی میتونه توش هزار و یک معنی باشه.
از اون معنیا که ینی چطوری میشه یه انسان اینقدر خوب وجود داشته باشی تو چی ای آخه لنتی که نمیفهمم و از شدت ذوق جدی جدی به گریه بیوفتی و قلب آبی کمترین چیز دم دستت باشه که نثارش کنی......:)
از تنهایی چیزی نباید بگم خیلی دلم میخواد تمام حتی اگر یه هفته ای که بودو فقط خودم بدونم(در این حد مغرور شدم) هرچند آخرش میفهمی ولی باید بهت بگم که چقدر زیاد دستم اومد چی به چیه کی به کیه کجام بقیه کجان. تکتم عجیب نیس اگر بگم بقیه ای وجود نداشت نه؟!
اونقدر چیز میز فهمیدم که شاید بتونم برات ساعت ها ازشون حرف بزنم ولی این بین به یاد دوتا چیز ازت واقعا غصه میخوردم و گاهی اشکم درمیومد اولیش اینه که آخه مگه میشه یکی اینقدر خوب هوامو داشته باشه و بدونه الان باید چیکار کنم؟!دومیشم مهم نیس.....=)
آره خلاصه که حالا تو میخوای اسمشو بزار وابستگی بزار عن بزار دوستی بزار هرچی که دلت میخواد من میگم تو شدی جزوه کسایی که تو زندگیم نباید از دستش بدم=))))
به خودتم بخند چون من جدی گفتم.-_-
ازت ممنونم رفیق مطمئنم بعد از امتحانا که زمان زیادیه همدیگرو میبینیم و حسابی بغلت میکنم خیلی دمت گرم بهترین رفیق و تکتم دنیا=)
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس