تو یه همچین وقتایی که میشد چند سال پیشا یه تصمیم یهویی میگرفتم و در واقع نمیفهمیدم دقیقا میخوام چیکار کنم.......
دیشب پست اخر زهرا خیلی جالب بود برام . از تمام زندگی اینجاش فقط چندتا بقو خودش غذای روح براشت و رفت برای همیشه.... میگفت دارم میرم دنبال هدفم هدفش خیلی دور بود خیلی زیاد دور.... ولی رفت.....
چی شد که فهمید مهم نیس هدفش کجا باشه مهم رسیدن بهشه؟؟؟؟؟؟؟
دیشب خیلی جدی فکر کردم به بهانه ماه رمضون یه ماهه فقط یا فیلم میبینم یا کتاب میخونم حتی به بهانه ماه رمضون قرانم نمیخونم که بگم از لحاظ دینی هم یه کاری کردم برای خودم از روی لجبازی آره از لجبازی با مامان که میخواد بگه صاحب فکر همس حتی قرآنم نخوندم..... خوشحال کنندس که نزاشتم صاحب قکرم بشه ولی ناراحت کنندس که از لجبازی کار درستو انجام ندادم.
حالا از یه ساعت دیگه این ماهی که به بهانش هدر رفت عمرم تموم میشه. سوال اینجاس که ماهه بعد به کدوم بهانه میخوام دنبال کار نیوفتم>؟ دنبال زبان نیوفتم؟ دنبال زندگی کردن نباشم...؟
شاید به بهانه گرما.....
به زودی سعی میکنم خبرای خوش بنویسم اینجا انشاالله......
برچسب:
نویسنده: نیکی شمس